تبلیغات
الف فیکشن - فوق العاده مـــــــــــــــــــــــــــــــهــــــــــــــــــــــــــم
 
الف فیکشن
درباره وبلاگ


این بلاگیه که با نفس های الف ها گرم میشه و حضور و اتحادشونه که نشون میده زندگی با سوجو براشون متفاوت تره!!!

آدرس های بعدی وبلاگ :
www.elf-fiction.mihanblog.com
wwww.elfiction.blogfa.com


مدیر وبلاگ : MadJess
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خوب خوب خوب... با سلام

قسمت قبل رو خواهرم بدون اینکه به من بگه گذاشته بود. من هنوز سر حرفم راجع به وب های دیگه و فیکشن هاشون هستم!

فکر نکنید  بچه بازی درمیارم چون دلیل های زیادی دارم براتون که اگر هم بعضی هارو قانع نکنه دیگه کاری از دستم برنمیاد پس بیخیال میشم

یک : دوست ندارم از فیکشن یا رمانی که اینقدر براش زحمت کشیدم کپی برداری بشه! ( دیدم که دارم بهتون میگم!)

دو : این فیک افکاری رو بیان میکنه که چه افکار و عقاید من باشن و چه نباشن برای بعضی ها غیر قابل درکن و من نمیخوام جلوتر بحثی پیش بیاد

سه : نمیگم سابقه ام تو فیک خیلی درخشانه اما اینبار موضوعی رو انتخاب کردم که بازده طرفداراش خیلی نسبت به کارهای قبلیم کمتره اما با تمام وجودم براش کار کردم و اولین فیکیه که از نظر حرفه ای با رمان های تخیلی میتونیه برابری کنه اما چون طرفداراش کمه نمیخوام راحت در اختیاره هر سایلنت ریدری قرار بگیره و میخوام کسایی که میدونم قدرش رو میدونن بتونن ازش استفاده کنن ( حالا اسمشو هرچی دوست دارین بزارین اما خیلی ها تایید کردن حرفمو)

چهار : من مشغله ی زیادی دارم ، حالمم زیاد مساعد نیست ، درس هم دارم مثل خیلی از شما ها نمیتونم تند تند آپ کنم و طول میکشه و به قول خودتون از هیجانش کم میشه و موضوع یادتون میره و ....

پنج : امکاناتی رو که برای این فیک تدارک دیدم هیچ جای دنیا  در هیچ داستانی نخواهید دید و از طریق نت قابل انتقال نیست

.

.

.

خب دلایل مهم هاش اینا بود و چندتاش که اینقدر حالم بده که حضور ذهن ندارم بگم پس خلاصه میکنم

کسایی که برای این فیک ارزش قایلن و خوششون اومده با همین چهار تا پارت و شناختی که از قلم نوشتن من دارن  به این نتیجه رسیدن که میخوان ادامه اش بدن یا نه و برای کسایی که هنوز نمیدونن در خلاصه بگم که فیک های من مطمئنا تقلیدی از هیچ فیک ، رمان یا داستانی که ممکنه تو کل دنیا خونده باشین نیست و اگر مثلش پیدا کردین نشونم بدید تا بگم چکار میکنم! ( جایزه ی کسیه که پیدا کنه) . فیک هام اصلا صحنه ی زیادی ندارن و نمیتونید آخرش منتظر یه کاپل واقعی باشین چون امکان نداره از اینجور صجنه هایی که بعضی ها دلشون واسش پر میزنه اتفاق بیوفته و روابط ساده و دوستانه یا یکم فراتره. درمورد موضوع هم بگم که داستانام  اکثرا رمز آلوده و تا آخرش رو که نخونید امکان حدس زدنش خیلی ضعیفه و من توی این رمان بهتون قول رمز آلود ترین رمان زندگیتون که شخصیت هاش آیدول های مورد علاقتونم هستن رو بدم و اینکه عمرا حتی بتونید یک صفحه ی بعدش رو حدس بزنید چه برسه به آخرش!

و همونطور که تا اینجا دیدی ضخصیت های علاوه بر سوجو زیاد داره و هیجان بخش های بعد چند برابر خواهد بود

با توجه به دلیل هایی که گفتم  یک نتیجه گرفتم که از همون اول قصد عملی کردنش رو داشتم و اعلامش میکنم!

نتیجه : این فیک به کتابی بی نظیر و بی همتا با امکاناتی جالب و جدید

 تبدیل خواهد شد!

چون قصد چاپ کردنش رو به زیان انگلیسی هم دارم نمیتونم بزارم موضوع تو فایل ورد یا پی دی اف دست به دست بشه و در اسم نویسنده تغییری بوجود بیاد!

کسایی که فکر میکنن مشکل هزینه ی خرید کتابه که باید بگم منو اصلا نمیشناسن و تلاشی برای تغییر طرز فکرشون نخواهم کرد!

اما کسایی که ارزش قایلن برای داستان و حاضرا اونو به عنوان کتاب ( امکانات رو بعدا برای کسایی که میخوان میگم) بخرن و بخونن تو نظرات این پست اعلام کنن. اگر فقط حتی یکنفر باشه این داستان باز هم بصورت کتاب برای اون یکنفر ارائه میشه و هیچ مشکلی نیست! حتی برای یک نفر!

پس ... این داستان هیچ وقت دیگه ای توی وبلاگ آپ نمیشه و منتظرش

 نباشید! و فکر هم نکنید که خداحافظی کردم و رفتم

نکته : فیک کاملا آماده نیست و نیاز به تایپ کامل ، غلط گیری املایی و

قطح کتابی شدن داره و برای چاپ شدنش نیار به صبر و بردباری شما داره همینطور که تا الان حمایتم میکردید.

* هنوز قیمتی برای کتاب برآورد نشده و نترسید چون اونقدر گرون نیست که چشم هاتون گرد بشه و هیچ سودی روی اون از شما گرفته نمیشه و مبلغش قیمت تمام شده اش برای خودم میشه یعنی هزینه ی چاپ و وسایل همراهش که اونم اجباری نیست و میتونید فقط کتاب رو بگیرید*

 و در آخر هم از همه ی اونایی که توی تمام فیک هام حمایتم کردن و دنبالشون کردن و منو بخاطر زبون تندم توی این پست میبخشن خیلی ممنون و متشکرم و با تمام وجودم دوستشون دارم . خودشون میدونن که کیا رو میگم پس اسم نمیبرم

نکته ی آخر :این آی دی منه برای کسایی که میخوان بهم اعلام کنن و یا از این به

 بعد چون منو زیاد اینجا نمیبینید جز برای جواب دادن نظرات اگر حرفی ، نظری ، پیشنهادی ، انتقادی ، مسئله ای ، قضیه ای پیش اومد و خواستید بهم اطلاع بدید یا بگید میتونید از طریق ایمیل و آیدیم  باهام مطرح کنید.

Junior.jessie@yahoo.com

 





نوع مطلب : اطلاعیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 29 آبان 1391
MadJess
پنجشنبه 16 آذر 1396 09:03 ب.ظ
I got this site from my friend who shared with me about this site and at the moment this
time I am browsing this web site and reading very informative content here.
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:54 ب.ظ
Everyone loves it when people come together and share views.

Great blog, stick with it!
جمعه 8 اردیبهشت 1396 06:50 ق.ظ
For most up-to-date information you have to visit internet and on internet I found this
website as a best web site for newest updates.
پنجشنبه 12 بهمن 1391 07:43 ب.ظ
سلام عزیزم ممنونم میشم اگر کتاب شد من هم در جریان بذاری من واقعا از فیکات خوشم میاد خسته نباشی .ممنون و منتظرم
MadJess mamnooonam azizam. hatamn
دوشنبه 20 آذر 1391 02:49 ق.ظ

یه فیک کاملا مسخره ست! ناراحت هم نشو. چون من دارم خدای بهت راستشو میگم
به خدا الکی کتابش هم نکن!
چون تو خیلی خودخواهی.&البته ببخشیدا&.. میگی خاصه و فلان و..!
بابا ادم میره یه سریال میگیره میشنه قشنگ نگاه میکنه ..دیگه داستان مزخرف تو رو&البته ببخشیدا& میخواد چیکار...؟
که اینقدر داری غر میزنی بابتش!...راستی یه نصیحتی بهت بکنم؟
حرف نظر خوانندگانت و باور نکن...چون همه شون دارن لاف میزنن تا تو ناراحت نشی....
منم نه فن فیک نویسم نه چیز دیگه.!
فقط داشتم از بین وب ها رد میشدم که به وب تو برخوردم..که واقعا وقتی که تو اینجوری از داستانت تعریف کردی..کنجکاو شدم رفتم خوندم!
بعد واقعا خنده ام گرفت..که مردم چقدر اعتماد بنفسشون بالاست.! ماشالا!
راستی یه چیزی دیگه تا یادم نرفته بگم:اگه به داستان نوشتن علاقه داری..یه داستان اجتماعی بنویس.باور کن همه خوششون میاد..
خوب دیگه باید برم &اگه ادرس وبمو یا ایمیلمو خواستی بگو تا واست بذارم&..&بای&
MadJess اجتماعی؟ اونجوری هم نوشتم
ممنون
در هر صورت تو اولین نفری نیستی که از نظر خودت رکی!
من هم به عنوان اولین بارمه که از فیکم تعریف کردم....هرچند
هر کسی سلیقه ای داره. برام مهم نیست فن فیک نویس باشی یا نه یا اینکه چه احساسی نسبت به من داشته باشی !
نظرت رو هم با عنوان اسم خودت توی یه پست میذارم تا بقیه بخونن و بفهمن که لاف زدن کار خوبی نیست!
ممنون که تو برخلاف همه رک و روراست بودی
اگر هم به داستان های اجتماعی علاقه داری برو بخون
کتاب کردن یا نکردنش به خودم مربوطه
و واقعا ازت ممنون
خوشبخت شدم سعیده جون.به اندازه ی معنای اسمت!
بازم تشکر میکنم که نگران ناراحت شدن من بودیو اینو گفتی.
من ناراحت نمیشم...بازم ممنون
چهارشنبه 8 آذر 1391 11:54 ب.ظ
من رفتم خانمی.ببخشید که مزاحم شدم
چهارشنبه 8 آذر 1391 11:42 ب.ظ
وووووووووو!چهارساعت نظر دادم و خراب شد ای خدااااااااااااااااا،مجبورم دوباره بگمشون.کی حالا یادش میاد چیبودن کاملا
MadJess من ازت متنفرم نیستم فقط دلخورم چون همیشه وقتی به آدم نیاز پیدا میکنی یاد آدم میوفتی بعد میگی خیلی با معرفتی! اگر اینو نمیگفتی منم مشکلی نداشتم با بی معرفتی یا هرچیزیت!
سه شنبه 7 آذر 1391 01:38 ب.ظ
پ نه پ واقعیه!!!خب خیالاتمه دیگه.الان که داستان تمومید اصلا دیگه حس نمیکنم کیو تو اون خونه روبروییمونه کلا رفته.خونه روبروییمون واقعیه اما کیوش رویاست.کااااااااااااااااش کیو هم واقعی بود
داستانای کسی؟؟؟یعنی هیچ وبلاگی نمیری یا مال من تنها؟؟؟!!! خب پس انگاری کلا دیگه نمیای وبم نه؟؟؟
MadJess bashe khosh begzare dar khialat
hich webi nemiram
nemidunam male to ham dige biam ya na
پنجشنبه 2 آذر 1391 10:45 ق.ظ
MadJess بغل
پنجشنبه 2 آذر 1391 10:41 ق.ظ
به نظر من اگه کتاب بشه عالی میشه
چون موضوعش خیلی جالب و خاصه
و توام استعدادشو داری
پس هرکاری که بکنی ما همه بازم باهاتیم
MadJess ممنون
کتاب خاصی هم خواهد شد! فراتر از انتظار
پنجشنبه 2 آذر 1391 10:39 ق.ظ
داستانات بی نظیرن
ولی خیلی کار سایلنت ریدرا زشته
من اولین بار که اومدم وبت واست نظر گذاشتم
مگه چقد وقت میگیره اخه؟؟؟؟؟
MadJess نمیدونم.من اگر جایی برم و بخونم نظر میذارم
البته برای من نظرشون مهم نیست
برای یه نویسنده این ارزش نداره که زورکی بگین خوبه.مهم اینه که تعداد نفراتی که طرفدار سبک و قلمتن رو بدونه
حداالق برای من که اینطوره
پنجشنبه 2 آذر 1391 10:38 ق.ظ
سلاممممممممم
کار درستی میکنی جسی جونم
کاملا حق داری
ولی من میخوام
عاشق داستاناتم باور کن
یه سوال
دیگه هیچ داستانی نمیذاری یا فقط اینو؟
MadJess سلام
ممنون که میفهمید
ممنون از انتخابت
نمیدونم. موضوع داستان زیاد دارم اما از داشتن وقت کافی مطمئن نیستم
چهارشنبه 1 آذر 1391 10:10 ب.ظ
جسیییییییییییییییییی جون

مرسی از اطلاع رسانیت...

میل میزنم بهت..
MadJess ممنون
منتظرم
فقط موضوع ایمیلت رو یه چیز مربوط بزار
چهارشنبه 1 آذر 1391 09:26 ب.ظ
منم که دیگه می دونی هستم منتظرم فدات
MadJess ممنون ^^
چهارشنبه 1 آذر 1391 05:49 ق.ظ
حرفات تو حلق من مادر........بهههلههههه
چه معنی داره اخه...مگه چقدر وقت میگیره بخوان یه نظر بدن...سایلنت ریدرا!!!!!!!!!!!!!
منو ک میشناسی مادر....میدونی ک....من تا اخر اینو نخونم نمیتونم راحت سرمو بزارم زمین....
MadJess مومی -_-
..... منم همینو میگم .........
خدا نکنه مومی
چهارشنبه 1 آذر 1391 12:06 ق.ظ
سلام جسی جون فیکایی که اینجا دیدم و خوندم خیلی قشنگ بودن مخصوصا این آخری برام جالب بود ... با بقیه فرق می کنه .... جسی فایتینگ
MadJess ممنون امبر جون
^-^
سه شنبه 30 آبان 1391 11:03 ب.ظ
mn k goftam mikham ketabeto
chize dgE ham nadaram bgm...hamasho khodet goftio midooni k karet dar che hade v mnm movafegham!
hamoon 4part ro ham k khoondam hes kardam k kheili motafavet tare v sathesh balatar az ine k tooye web bezarysh
hata ag ali ham nashe,khalaghiat v shoja@et baraye era'eye y kare no ghabele seteyesh v arzeshe
Omidvaram haletam khoob she
+mn ba hameye ficat nabudam k hemayat konm
MadJess میدونم تو تنها کسی بودی که گفتی
خودم نمیخواستم زیاد بزرگش کنم اما یه برخورد جدی نیاز بود
ممنون بابت امیدواری درباره ی حالم
خوش سلیقه ای !^^
مهم نیست کی اومده باشین
سه شنبه 30 آبان 1391 08:45 ب.ظ
hagh ba toe kamelan.
ma az khodamonam hast
manam mikham faghat zoood bashe lotfan


MadJess ممنون^^
سعی خودمو میکنم
سه شنبه 30 آبان 1391 11:22 ق.ظ
من همینجا از پشت این تریبون اعلام میکنم کههههههه:داستانای جسی کپی یا چیز دیگه نیستن.من که عاسقشونم.اگرم تاحالا این جدیده رو نخوندم نشد که بشه.قلو هم نمیکنم.
اگه دوس داشتی بگو تا خوابمو برات کااااااااااااامل بتعریفم.وای خدا خیلی خوشکل بودی البته فاطی هم باهات اومده بود.هر دوتاتون عروسکی بودین واس خودتون
اوففففف!چقد حرفیدم.فعلا برم که پوکیدم
MadJess ممنون
سه شنبه 30 آبان 1391 11:19 ق.ظ
باز نظر کیلویی دادم.سوری
وای جسی نمیدونی چیشد.دیشب خوابتو دیدم.،تو فکرت بودم.درحد چی ذوق کردم ایقد دوس دارم الان پیشم بودی ومیخوردمت
واااااااای چقذه عسل بودی.ک ک ک آخر بوسیدمت تو خواب.خودت چشات دراومد وقتی بوسیدمت.بهت گفتم:دیدی آخر بوسیدمت. تو هم با لبخند مینگاهیدیم
میگما داستانای من بوووووووووووووووق؟؟؟نیومدی نیومدی تا حالا که درباره *پری*بود اومدی؟؟؟ ببین چندبار آپیدم وخبری ازت نشد.چرا جوای اسا رو تلفنامو نمیدی دیگه؟؟؟
MadJess ممنون که خواب منو دیدی.
بوق نیست اما وقت ندارم بیام داستانای کسی رو بخونم. اونم شانسکی چون تو وبم نظر گذاشته بودی دیدم
جواب اس و تلفن هم حوصله ندارم بدم
سه شنبه 30 آبان 1391 11:16 ق.ظ
دقیقا کی ناراحتت کرده وچیشده؟؟؟ مشخصه که خیلیییییییییییی دلت پره از دست خیلیا.امیدوارم من جز اون افراد نباشم.شرمنده که این داستانتو نخوندم.من هنوز تو نخ اون داستان قبلیم که تمومش نکردم{انسان یاخوناشام}اگه درست گفته باشم
وای دختر چه کردی.نمیدونم اینو قبلا گفتمت یا نه،اما الان میگم.از چندین ماه پیش که داستان قبلیه تو خوندم و توش کیو از پنجره مینی رو میپاد،منم رفتم تو حسش!!!پنجره خونه همسایمون دقیییییییییییییقا روبرو خونمونه.تو هال،اتاق،آشپزخونه و حتی طبقه بالا اتاقم که بخوام برم،پنجرشون مشرفه به خونمون.پارسال تاحالا همش فکر میکنم کیو داره منو میپاد{اعتماد به شقفم خودمو کوشت}وای نمیدونی چه حسیه اما خودمم باورم شده که کیو واقعا منو مینگاهه خلم کردی رفت با داستانت کاش مینوشتی دونگهه تا فک کنم هائمه.هرچیم میخوام حس کنم هائس،نمیتونم.خوبخود یاد داستانت میوفتم ومیگم کیو ا
MadJess مهم نیست که کی بوده اگر لازم بود اعلام میکردم
اسم قبلی انسان یا خون آشام نیست ، " دوره ی جوانی " یه
چی میگی تو؟ یعنی خیالاتته؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر