تبلیغات
الف فیکشن - Masquerade_Chapter 26
 
الف فیکشن
درباره وبلاگ


این بلاگیه که با نفس های الف ها گرم میشه و حضور و اتحادشونه که نشون میده زندگی با سوجو براشون متفاوت تره!!!

آدرس های بعدی وبلاگ :
www.elf-fiction.mihanblog.com
wwww.elfiction.blogfa.com


مدیر وبلاگ : MadJess
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بفرمایین ادامهههه! 
هر چی شب تاریک تر باشه صبح فرداش روشن تر به نظر میاد.شب تنهایی که دیشب تجربه کرده بود براش یه هدیه ی شیرین و دوست داشتنی به ارمغان آورده بود.یه صبح دلپذیر و یه شروع تازه.
"صبح به خیر."
سونگمین با لبخند همیشگی مخصوص به خودش وارد محل کارش شد.میناه که همیشه زودتر از سونگمین سر کار حاضر بود با صبح به خیر شادی جواب سونگمین رو داد.بعد جعبه ی بسته بندی شده ای که روی میز بود رو برداشت و به سمت سونگمین گرفت:
"یه بسته برات رسیده."
سونگمین بسته رو گرفت:
"چی هست؟"
"نمیدونم.ولی میتونم بگم وقتی فهمیدم این بسته از طرف کی فرستاده شده سورپرایز شدم."
"از طرف کیه؟"
میناه خندید:
"من لو نمیدم.خودت بازش کن میفهمی."
سونگمین با یادآوری کادویی که میناه روز احمق ها تو آپریل بهش داده بود گفت:
"امیدوارم این کادو مثل شوخی های قبلت نباشه."
آپریل اون سال میناه بهش یه خودکار الکترونیکی که سونگمین به عمرش ندیده بود هدیه داده بود.
میناه با یادآوری اون صحنه خنده ش گرفت.چقدر سونگمین متشخصانه ازش به خاطر هدیه ش تشکر کرده بود و چند ثانیه بعد هم از شوک الکتریکی که بهش وارد شده بود پریده بود رو هوا:
"این از طرف من نیست.همین امروز صبح به دستم رسیده."
"هوممم."
بعد مثل بچه ای که کادوی کریسمسش رو باز میکنه مشغول باز کردن بسته شد.
وقتی هدیه از جعبه بیرون اومد میناه گفت:
"واو یه چراغ."
فقط یه چراغ نبود. یه آباژور رومیزی صورتی بود که برای میز تو سالن سونگمین عالی بود.لبخند قشنگی از روی تحسین رو لبای سونگمین نشست.کاغذ کادو رو ببرگردوند تا ببینه کی این هدیه رو فرستاده که اون اسم آشنا رو دید:
چو کیوهیون.
صدایی از تعجب از این اتفاق غیرمنتظره از لبهای سونگمین خارج شد و گرمایی تو همه بدنش پخش شد.بعد چشمش به نوشته ای که زیر آباژور بود افتاد.فقط از سه کلمه تشکیل میشد که با دست خط تمیز و مرتبی نوشته شده بود:
"به عنوان معذرت خواهی."
همین جمله ی کوتاه کافی بود تا لبخند روی لبای سونگمین رو عمیق تر کنه.
کیوهیون هرگزآدمی نبود که داوطلبانه و به میل خودش از کسی عذرخواهی کنه.شاید به خاطر همین هم بود که به جای انتخای کلمات غیر رسمی تر مثل "متاسفم" یا "معذرت میخوام" اون کلمات رسمی رو انتخاب کرده بود.ولی چه اهمیتی داشت.مهم این بود که این کارو کرده.
میناه با کنجکاوی بالا و پایین میپرید تا نوشته رو ببینه:
"چی نوشته؟ چی نوشته؟"
سونگمین خندید و نوشته رو از میناه کنار کشید.مثل پسربچه ای که شکلاتش رو از بقیه قایم میکنه سر تکون داد:
"شخصیه!"
"ا تو رو خدااااا.من که مث یه دختر خوب صبر کردم.خیلی خودمو کنترل کردم که قبل از اینکه تو بیای بازش نکنم."
سونگمین با شیطنت قیافه ی رسمی به خودش گرفت:
"ولی این به محرمانه بودن رابطه من و بیمارم ربط داره."
میناه خواهش کرد:
"باشه فقط یک کلمه شو بگو."
سونگمین زبونشو درآورد و نوشته رو داخل جیبش گذاشت:
"راه نداره!"
بعد پشتش رو به میناه که زیر لب غر میزد کرد و دوباره توجهش به چراغ جلب شد.دکمه ش رو زد و روشنش کرد.نور قشنگ طلایی رنگی ازش خارج شد.سونگمین عاشق کادوش شده بود.
این هدیه کیوهیون قرار بود جایگزین چراغ شکسته ای که یه روزی کانگین بهش هدیه داده بود بشه.ولی فقط همین نبود.آباژور کوچیکی بود ولی نورش اونقدر قوی بود که بتونه با تاریکی مقابله کنه.همیشه همه چیز از کم شروع میشه.مثل دونه ی کوچیکی که کم کم تبدیل به یه درخت بزرگ میشه.
مهم نبود چقدر کوچیکه،مهم این بود که قراره دوباره نوری باشه.

مهم نبود چقدر کوچیک شروع میشه،مهم این بود که باز هم امیدی بود.


*بچه ها چون این پارت کوتاه بود سعی میکنم پارت بعدی رو زودتر ترجمه کنم





نوع مطلب : Masquerade، فن فیک های ترجمه ای، کیومین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 29 شهریور 1392
Ghazal
جمعه 17 آذر 1396 06:44 ب.ظ
Howdy, i read your blog occasionally and i own a similar one and i was just curious if you get a lot of spam remarks?
If so how do you stop it, any plugin or anything you can recommend?
I get so much lately it's driving me mad so any
help is very much appreciated.
دوشنبه 30 مرداد 1396 10:35 ق.ظ
Hey There. I found your blog using msn. This is a very well written article.
I'll make sure to bookmark it and return to read more of
your useful information. Thanks for the post.
I will certainly return.
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:41 ق.ظ
When some one searches for his vital thing, therefore he/she desires to be available
that in detail, thus that thing is maintained over here.
سه شنبه 10 مرداد 1396 01:52 ب.ظ
I'm gone to inform my little brother, that he
should also go to see this blog on regular basis to obtain updated from newest
gossip.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 08:47 ب.ظ
Wonderful goods from you, man. I've understand your stuff previous to
and you're just extremely wonderful. I really like what you've
acquired here, certainly like what you are saying and the way in which you say it.
You make it entertaining and you still take care of to
keep it sensible. I can't wait to read much more from you.
This is actually a great web site.
جمعه 25 فروردین 1396 08:07 ق.ظ
I am regular reader, how are you everybody? This post posted at this web page is
actually nice.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:25 ق.ظ
Have you ever considered writing an ebook or guest authoring on other sites?
I have a blog based on the same information you discuss and would really
like to have you share some stories/information. I know my audience would
appreciate your work. If you are even remotely interested, feel free to send me an email.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:29 ق.ظ
Hello, i feel that i noticed you visited my blog so i got here to return the prefer?.I am trying to to find
things to enhance my site!I assume its ok to make use of a few of your
concepts!!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:40 ق.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right
here. The sketch is attractive, your authored
subject matter stylish. nonetheless, you command get bought an impatience over
that you wish be delivering the following. unwell unquestionably come more formerly again as exactly the same
nearly very often inside case you shield this hike.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:12 ق.ظ
When I initially commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now
each time a comment is added I get three emails with the
same comment. Is there any way you can remove people from
that service? Many thanks!
یکشنبه 20 فروردین 1396 10:35 ق.ظ
WOW just what I was searching for. Came here by searching for
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 11:50 ب.ظ
It's appropriate time to make a few plans for the longer
term and it's time to be happy. I have read this publish and if I may just I wish
to counsel you some fascinating issues or advice. Perhaps you could write
next articles relating to this article. I want to learn more things about it!
سه شنبه 9 مهر 1392 08:00 ب.ظ
سلام مرسی اجی جونم....چقدر این قسمت کوچولو بود....
Ghazal سلام عزیزم خواهش میشود. باید به نویسنه ش گفت
سه شنبه 9 مهر 1392 05:11 ب.ظ
اخیییییییییییییییی
از میناه خوشم میاد
Ghazal به پای هم پیر شین! خخخخ
یکشنبه 7 مهر 1392 03:42 ب.ظ
Hello o o. .
akhey 4e jamojur bt
Man marge 6akhsi goftanet. .
Mer30
Ghazal سلام عزیزممم
خواهش میشودددد
چهارشنبه 3 مهر 1392 03:04 ب.ظ
غزل کجایییی تو؟؟؟؟زودی بیا...
Ghazal دارم میام عزیزم.امشب..
سه شنبه 2 مهر 1392 10:43 ب.ظ
ادامه پلیییییییییییییییییییییییییییییییییز
Ghazal چشششم.امشب..
یکشنبه 31 شهریور 1392 07:53 ب.ظ
سلام غزال جون
اخییییی چقد ریز‎:-D‎
مرسیییییی منتظر میمونیم‎:-)‎
Ghazal سلام عزیزم :)
خخخ آره
خواهش میشود
یکشنبه 31 شهریور 1392 07:31 ب.ظ
آره میزنم....
اینو نمیتونی کاری کنی. میتونی زود بزاری که!
غزال روی اعصاب من نرو با این حرفا که ترک میکنم! ترک کنی من بزور میدم به خوردت! :دی
خود دانی!
Ghazal بر خلاف قبل هفته ای یه بار دارم میذارم کافی نیست؟!
حالا کو تا اون موقع ولی لطفا به تصمیمم احترام بذار.تازه من نگفتم کاملا ترک میکنم
یکشنبه 31 شهریور 1392 06:33 ب.ظ
سلام عزیزممممممم
مرسییییییییییییییییی
من منتظر بقیشممممم
بووووووووووووووووووووس
Ghazal سلام گلممممم
خواهش میکنم :)
ادامه امشب تو راهه ;)
یکشنبه 31 شهریور 1392 06:06 ب.ظ
اوخی چراغ خواب صورتی مینی کوچولوی من میسی خیلی خشمل بود
Ghazal خخخ یسسسس.
خواهش میکنم گلم :)
یکشنبه 31 شهریور 1392 01:16 ب.ظ
مرسی عزیز
خسته نباشی واقعا ترجمه کار خیلی خسته کننده و حوصله سر بریه
منم عاشق این فیکم کلا کارای این نویسنده رو خیلی دوس دارم
مرسیییییی
Ghazal خواهش میکنم عزیزم
ممنون از لطفت.
آره کاراش عالین
خواهش میشودددد
یکشنبه 31 شهریور 1392 12:00 ق.ظ
مرسی غزال جونم خیلی خوشگل نمکی بود...
Ghazal خواهش میکنم عزیزممم :)
شنبه 30 شهریور 1392 11:42 ب.ظ
هورااااااا
Ghazal یسسسس! :)
شنبه 30 شهریور 1392 05:19 ب.ظ
الهی خیلی قشنگ بود خیلی خیلی خیلی کوتاه بود ولی فوق العاده تاثیر گذار و قشنگ
ممنونم غزاله جونم خسته نباشی عزیزم


شرمنده یه سوال میشه بپرسم؟
خودت فیک نمینویسی؟و اینکه غیر از این ترجمه میکنی چیزی یا نه؟
Ghazal خواهش میکنم عزیزممم :)
دشمنت شرمنده.چرا خودم قبلا یه چند تا فیک نوشتم تو وبلاگ قبلیم هست ولی خوب تخصص اصلیم در واقع نویسندگی نیست.فقط هرازگاهی دلم هواشو میکنه.
راستش بعد از این میخوام یه کم استراحت کنم یا شایدم بازنشسته شم.میدونی ترجمه کردن کار زیاد دلچسبی نیست.حوصله ی آدمو سر میبره.حتی اگه عاشق این کار باشی.من چون این فیکا رو خیلی دوست دارم میتونم ترجمه شون کنم.
اگه خدا خواست و خودم یه فیک جدید نوشتم میذارمش وگرنه فک کنم یه کم استراحت کنم.تازه این اواخر فیک زیاد دلچسبی نخوندم که بخوام ترجمه ش کنم.در واقع اخیرا خیلی کم فیک خوندم.
شنبه 30 شهریور 1392 04:01 ب.ظ
تنکس بیبی.....
Ghazal به به ستاره خانم :)
یور ولکام هانی :)
شنبه 30 شهریور 1392 03:25 ب.ظ
اخی خرگوش ترسوی منننننننننننن
مرررررررررررررررررررررررررررسی عزیزمممممممممممممممممممممممممم
Ghazal خواهش میکنم عزیزمم :)
شنبه 30 شهریور 1392 10:52 ق.ظ
سلام
بازم مثل همیشه قشنگ و دوست داشتنی
ممنون
Ghazal سلام عزیزم.ممنونم از لطفت.
خواهش میکنم :)
شنبه 30 شهریور 1392 01:53 ق.ظ
مرسییییییییییی خیلی قشنگ بود فدای مینی خرگوش شیطون نمکی بشم من...

تو رو خدا زود زود بزار...
Ghazal خواهش میکنم عزیزمم.
چشم.می سعیم
شنبه 30 شهریور 1392 01:05 ق.ظ
rozi ke parte badiu up mikoni

merciiiiiii
Ghazal خخخخ منم امیدوارم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30